السيد موسى الشبيري الزنجاني

6539

كتاب النكاح ( فارسى )

اضافه مىكنيم كه اگر حتى هر دو معنا در استعمالات عرب وجود داشته باشد ، ولى در اين احاديث ، مراد از زمانة ، اقعاد نيست ، زيرا تعبير در بعضى روايات چنين بود : و ان كان بها زمانة لا يراها الرجال اجيز شهادة النساء عليها « 1 » و معلوم است كه اگر مراد از زمانة ، اقعاد و زمين‌گير شدن است ، اين عيب محسوس و قابل مشاهده براى زن و مرد مىباشد و نمىتواند مخفى باشد ، پس مراد از زمانة در اين روايات همان عاهة است كه مخفى آن مثل قرن ، عفل و رتق مىباشد كه زنها مىتوانند آن را ببينند ( از امور زنانه است ) نتيجه مىگيريم كه با اطلاق روايات زمانة ، مىتوان در صورت وجود رتق ، حق خيار را براى زوج اثبات نمود . 1 / 3 - توجه به تالى اين تفسير از روايات زمانة البته اگر روايات زمانة را چنين تفسير كرديم مطالب ديگرى به عنوان تالى آن مطرح مىشود كه بايد ملاحظه كنيم كه به آنها ملتزم مىشويم يا نه ؟ در توضيح آن مىگوييم بحثى در جواهر و كتب فقهاء وجود دارد كه اصل اولى اين است كه فقط به عيوب خاصه ( 4 عيب ) كه در روايات آمده بود براى جواز فسخ بايد اقتصار نمود ، زيرا فقط به مقدارى كه دليل خاص اقتضا مىكند بايد از اصالة اللزوم عقد رفع يد نمود و فقط در آن موارد خاص كه دليل خاص به اصالة اللزوم تخصيص وارد نموده است به وجود خيار قائل شد . ولى با توجه به اين تفسير از زمانت ، اصل اولى در صورت وجود عيوب ثابت ( كه معناى زمانة بود ) برعكس مىشود ، به اين نحو كه تمام عيوب ثابت داخل در زمانة مىگردد و به واسطه وجود آنها ، حق خيار فسخ پديد مىآيد مگر آنكه دليلى يا اجماعى بر خلاف آن قائم گردد ، لذا امثال كرى ، عرج ، عمى ، داخل در زمانة مىگردد و فقط عور را كه روايت خاص

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، كتاب النكاح ، ابواب العيوب و التدليس ، باب 4 ، ح 1 ، وسائل چاپ آل البيت ، ج 21 ، ص 216 .